توالت خونه ی رویای من!

۲۲ دی ۱۳۹۶

من رویای دوری ندارم. چیزی نمونده که مدام توی سرم باشه و شب و روز بخوام براش بجنگم. سودایی توی سرم ندارم. یه جورایی توی اغما به سر می برم. این می تونه بد یا خوب باشه. چیزی که هست اینه که آرومم. خیلی آروم …

تنها چیزی که گاهی بهش فکر می کنم و براش کمی برنامه دارم اینه که یه خونه داشته باشم. این نه رویاست و نه خیلی دور از دسترسه! یک خونه که بتونم کمی مستقل تر باشم و فضای بیشتری برای کارهایی که دوس دارم انجام بدم داشته باشم. البته دلیل مهم تری هم دارم که اینجا قرار نیست بهش بپردازم.

گاهی اوقات به خونه ی نداشتم فکر می کنم. و توی خیالم برای جاهای مختلفش برنامه ریزی می کنم. وسایل اساسی هرجایی رو می چینم. گاهی میرم توی سایتای خرید اینترنتی و حتی قیمت اون لوازم رو هم بررسی می کنم. اما هنوز در مورد خیلی از جاها مثل آشپزخونه و هال و اتاق خواب خیلی به قطعیت نرسیدم. تنها جایی که تقریبا می دونم قراره چه شکلی باشه توالته!

من برای توالت خونه ی رویای خودم، تصمیم دارم تمام مدارک و افتخاراتی که از اول ابتدایی تا همین امروز داشتم رو قاب کنم و به دیوارای توالت بزنم. تمام لوح های تقدیر، مدارک المپیادها، دیپلم و کارشناسی و ارشد، دوره هایی که گذروندم و تک تک مقام های رباتیک. همه شون رو قاب کنم بزنم به دیوار! احساس می کنم این بهترین جای ممکنه برای اونا. اینطوری هم خودم راحت تر توی توالت کارم رو انجام میدم، هم اینکه اگر کسی هم احیانا واردش شد لحظات خوشی رو اونجا سپری کنه! و مهم تر از همه اینکه درس عبرتی باشه برای کوچکتر ها!

پاسخ دهید