بی واژه گفتگو

۵ اسفند ۱۳۹۶

می دانم هنوز هم
در فروکش خورشید هر جمعه
شمعی روشن است.
و سایه ای
که شانه می زند
گیسوان پریشان خوشبختی اش را.
و بر جام مقدس
بی رمق نام مرا زمزمه می کند.

و خوب می دانم در هیاهوی من
یک واژه گم شده است!
که شهر واژه های من
سالهاست قهرمانی ندارد …

احمد امیری وجدان – بی واژه گفتگو

پاسخ دهید