آنچه با پول نمی توان خرید

۲۰ آبان ۱۳۹۷

این کتاب رو دوست خوبم سپهر، دوسال پیش به مناسبت تولدم به من هدیه داد. من تا قبل از این متوجه علاقه ام به این سبک کتابها (روانشناسی اجتماعی) نبودم. اما چند روز پیش لابه لای کتاب های دیگه به چشمم خورد و خوندن چند صفحه از اون کافی بود تا طی چند روز کل این کتاب رو مطالعه کنم.

همینطور که از اسم کتاب میشه حدس زد این کتاب به طور خلاصه سعی داره خواننده رو مجاب کنه که:

در برخی موارد داشتن نگاه بازاری(اقتصادی) به مسائل اجتماعی فارغ از دیدگاه اخلاق می تونه اشتباه باشه.

سرتاسر کتاب هم پر شده از مثال های گوناگون در کشور های مختلف با ابعاد مختلف که نشان دهنده ی عدم توجه بازار به مسائل اخلاقی هست.اگر بخوام برای شما مثال ملموسی بزنم می تونیم طرح ترافیک شهر تهران رو در نظر بگیریم. طبق این طرح به منظور سهولت در رفت و آمد و کاهش آلودگی و ترافیک در سطح شهر، خودروها بدون داشتن مجوز تردد نمی تونن در مرکز شهر فعالیت داشته باشن و در غیر این صورت متحمل جریمه میشن! این قانون از دو منظر کاری مخالف با اخلاق هست.

اول اینکه کسانی که توان مالی بیشتری دارند به جای استفاده از وسایل نقلیه عمومی با پرداخت پول می تونن مجوز تردد کسب کنن و در این صورت به جز نفعی که شهرداری از عواید این طرح می بره منفعتی نصیب کل جامعه شامل افراد متوسط نمی شه!

دوم اینکه افرادی جریمه ی تخطی از این قانون رو به منزله ی پرداخت حق تردد می دونن و نه مسئله ای اجتماعی که باعث شرمساری اون ها بشه!

متوجه نشدید؟! ایراد نداره مثال بهتری می زنم. همه می دونیم ورود به دانشگاه های معتبر در ایران کار بسیار دشواری برای افراد جامعه است. بدین معنی که باید مدتها زمان صرف مطالعه و رقابت با دیگران بکنند تا بتونن وارد یک دانشگاه معتبر بشن. اما در سالهای اخیر برخی دانشگهای معتبر (دانشگاه تهران، علم و صنعت و…) اقدام به جذب دانشجو تحت عنوان پردیس دانشگاهی می زنن! این یعنی چی؟ ینی اگر پول بدی می تونی بدون زحمت کشیدن و به آسونی، بدون کمترین استرس وارد دانشگاه بشی! این یعنی یک فرد پولدار صرفا به خاطر توان مالی خودش می تونه جای یک نفر که زحمت کشیده و مستعد هست رو در دانشگاه اشغال کنه. این ناعادلانه و دور از اخلاق نیست؟!

اینجاست که نویسنده تنها راه مقابله با این نگاه منفعت طلبانه ی بازاری رو اخلاق می دونه و در تمام کتاب با آوردن مثال های متنوع سعی در تشریح این مطلب داره. جالب اینکه خود نویسنده در مقدمه کتاب اشاره می کنه که چندان امیدوار نیست به آسونی اخلاق به مسائل بازار ورود کنه اما این رو شروعی برای آگاهی جامعه و افزایش مطالبات در این مورد می دونه.

پاسخ دهید