هیچهایک ؟ اولین و شاید آخرین تجربه من!

۳۰ آبان ۱۳۹۷

تقریبا دو سال پیش که از طریق مهران با واژه ی هیچهایک (رایگان سواری) آشنا شدم. اگر این واژه برای شما ناآشناست خلاصه بگم که هیچهایک نوعی سفر ارزون قیمته.اینطوری که شما لب جاده وامیسید و یه نفر در راه رضای خدا شما را سوار میکنه و به مقصدی که توی مسیرش هست می رسونه! اون موقع ها مهران با خوندن سفرنامه آدمای اهل سفر اشتیاق زیادی به سفر نشون می داد. البته برای من هم این سبک سفر کردن خیلی جالب و هیجان انگیز به نظر می اومد. نزدیکای عید بود.

کاملا بی دلیل و منطق اصفهان رو به عنوان اولین مقصد هیچهایک مون انتخاب کردیم. طبق تحقیقات مهران ما باید خودمون رو به دروازه تهران، جایی که مسیر عبور خودرو های زیادی به سمت قم و اصفهان بود می رسوندیم. ما اون موقع به واسطه ی کارمون تردد زیادی توی ایستگاه راه آهن داشتیم و می دونستیم که بلیط قطار تا قم فقط چهار هزار تومنه! چهار هزار تومن! اینجا بود که به خودمون گفتیم خب چه کاریه چهار هزار تومن که پولی نسیت. بدیم بریم تا قم از اونجا هیچهایک کنیم. اما وقتی می خواستیم از دستگاه بلیت تهیه کنیم ارتباط با مرکز برقرار نشد و ماهم زد به سرمون که بیخیال قطار. بریم فلان دروازه تهرانو پیدا کنیم!

اولین مقصد

با مترو رفتیم یکی از ایستگاه هایی که نزدیک تر به دروازه تهران بود یادم نمیاد شاهد بود یا حرم مطهر. بارون نسبتا شدیدی می بارید. خودمون رو رسوندیم به جایی که فکر می کردیم سر راهه و روی تیکه کارتنی که برداشته بودیم نوشتیم قم! تقریبا دو ساعتی زیر بارون بودیم. البته در این حین پیاده هم به حرکتمون ادامه می دادیم. از اون دو ساعت فقط خنده های خودمون و بارون و البته خنده ها و دست تکون دادن راننده کامیون ها یادم میاد. هر لحظه نا امید تر و سر خورده تر می شدیم اونقدر که دیگه خودمون خودمون رو مسخره می کردیم و دست می انداختیم. :))

هیچهایک به قم
به خنده هاش می ارزید

در نهایت به این نتیجه رسیدیم که بریم قم از اونجا مجدد برای هیچهایک اقدام کنیم. سوار یه اتوبوس گذری شدیم. لااقل دیگه از سرما به خودمون نمی لرزیدیم و تا قم فرصت داشتیم اونور تیکه کارتنی که برداشته بودیم درشت و پر رنگ بنویسیم “اصفهان“.

رسیدیم قم، سر جاده ای که تمام ماشینا رو به اصفهان می رفتن. دوباره زیر بارون کارتن دستمون گرفتیم و منتظر شدیم بلکه یکی مارو رو به اصفهان بلند کنه. اما خب حقیقتش یا از ما کرایه می خواستن یا اینکه دست تکون می دادن و می خندیدن بهمون! اونجا هم بعد از کلی انتظار به این نتیجه رسیدیم که هیچهایک فایده نداره یا لا اقل ما صبر و حوصله ش رو نداریم. ۲۰ تومن دادیم اتوبوس و راهی اصفهان شدیم. بماند که بر اثر بی تجربگی چه مصیبت ها کشیدیم تا صب. اما خب تجربه ی گران بهایی بود.

کسایی که می خوان هیچهایک کنن قبل از این کار حتما حتما یه همسفر دختر با خودشون داشته باشن!

اینارو نگفتم که بگم هیچهایک تو ایران بده و اینا. فقط کسایی که می خوان هیچهایک کنن قبل از این کار حتما حتما یه همسفر دختر با خودشون داشته باشن. چه باور کنید جه نکنید بودن دختر یکی از انگیزه های راننده ها برای رسوندن هیچهایکرها ست. بودن دختر علاوه بر اینکه می تونه طرف مقابل رو جذب کنه به نوعی می تونه به راننده احساس اطمینان بده که مثلا شما خفت گیر و آدم شروری نیستید(هرچند نامعقول به نظربیاد این منطق)! علاوه بر این سعی کنید تا می تونید لباس های رنگی منگی و جذاب بپوشید که شما رو از آدمهای معمولی متمایز کنه و راننده در یک نگاه متوجه بشه که شما یه توریست باانرژی و باحالید!

هیچهایک به اصفهان
خسته از انتظار

در کل با اینکه می دونم قطعا هیچهایک می تونه آدم های تازه ای سر راه ما بزاره و تجربیات جدیدی نصیبمون کنه. اما برای من که به نوعی اغلب اوقات درگیر کار هستم و فرصت کوتاهی برای مسافرت دارم. اینجور منتظر موندن کنار اتوبان از نظر زمانی خیلی به صرفه نیست و ترجیحش نمی دم. امیدوارم روزی شرایط مهیا بشه و یه هیچهایک موفق این تجربه ناکام رو بشوره و ببره! :))

۴ دیدگاه

  1. حامی

    ۱۱ خرداد ۱۳۹۸ at ۱۱:۱۲

    در تجربه بنده بعد از هواپیما سریع ترین راه سفر هیچ هایک هست

    1. احمد امیری وجدان

      ۱۲ خرداد ۱۳۹۸ at ۰۶:۵۶

      چه جالب! من همیشه هیچهایک رو وقت تلف کن می دونستم :/

  2. پوریا

    ۲۵ تیر ۱۳۹۸ at ۱۹:۱۹

    جالب بود من از یزد تا یاسوج و برعکس رو هیچهایک کردم اتفاقا خیلی خوب و و باحال بود واقعا تجربه باحالی بود حتما ادامه میدم

  3. عباسعلی

    ۱۰ مرداد ۱۳۹۸ at ۱۹:۱۲

    با سلام راستش دوست مان درست میگن.
    من خودم هیچ وقت یعنی میترسم یک جوون را بین راه سوار کنم. حتی یاور کنید یک زن تنها. شاید تله باشه. اما شکل و شمایل توریست داشتن برای من راننده یک انگیزه هست. ممنون از بیان این تجربه

پاسخ دهید