آبگوشت گنجشک با طعم انسانیت!

۲۳ اسفند ۱۳۹۷

قبل از سفر به دزفول از برخی دوستان شنیده بودم که اگر به دزفول سفر کردم حتما کباب گنجشک رو امتحان کنم. سعی کردم کمی در این مورد جستجو کنم و ببینم کجا می تونم دنبال این غذای محبوب بگردم. طبق جستجو، ظاهرا در راستای خیابانی معروف به “جاده ساحلی” انواع خوراک گنجشک رو به صورت کباب، آبگوشت و یا قیمه میشه در لیست غذای رستوران ها پیدا کرد.

راستش من خیلی رغبتی به خوردن گوشت، علی الخصوص گوشت چنین موجود کوچک و دوست داشتنی نداشتم. اما دوست داشتم لااقل کمی از خوراک گنجشک بچشم تا دلیل محبوبیت این غذا رو بهتر بفهمم. جالبه بدونید گوشت گنجشک مثل گوشت بوقلمون و بر خلاف دیگر پرندگان قرمز هست.راستش فرصن زیادی برای گشت و گذار در بافت شهر نداشتم. فقط یه جا دیدم که گنجشک آماده برای فروش گذاشتن و جایی نیافتم که کباب گنجشک داشته باشن. 

 

از شانس من همزمان با سفر ما به دزفول، جشنواره ای برای معرفی غذای دزفولی برپا شده بود و من هم به همراه دوستان سری به محل جشنواره زدم. در حین جشنواره مجری عنوان کرد که یکی از غرفه ها آبگوشت گنجشک ارائه دادن و می تونیم این غذای محبوب رو امتحان کنیم.

قورباغه ای که قورت ندادم!

برای چشیدن آبگوشت گنجشک یا به قول دزفولی ها بنجشک من هم داوطلب شدم! دوست دزفولی که در کنار من ایستاده بود وقتی دید دلم نمیاد گوشت گنجشک رو بچشم بهم پیشنهاد داد یک گنجشک رو کامل توی دهانم بزارم و امتحان کنم. من هم اینکارو کردم. طعم گوشت گنجشک توی اون چند لحظه ای که چشیدمش خیلی با گوشت قرمز تفاوتی نداشت برام. اما استخوان های ریز این پرنده حس و حال خوبی بهم نمی داد. این شد که از ادامه ی چشیدن این غذا انصراف دادم.

من هم مثل خیلی های دیگه دلم نمی اومد چنین پرنده ی بی آزار و کوچیکی رو بخورم. این تجربه باعث شد چالشی که مدتها در مورد شکار حیوانات و استفاده از گوشت اونها در ذهنم بود دوباره زنده بشه. از خودم پرسیدم: بین مرغی که در مرغ داری برای استفاده از گوشت اون پرورش داده میشه و به دست ما می رسه، و شکار و خوردن گوشک گنجشک چه تفاوتی هست؟! مگر نه اینکه هر دوی اینها جاندار هستن و کشتن یک جاندار برای سیر کردن شکم و یا به هر دلیل دیگه ای عمل رقت انگیزی به نظر میاد!

علاوه بر این چند وقت پیش تعداد زیادی سگ توسط شهرداری اهواز کشته و سوزانده شدند. این عمل واکنش شدید و انتقاد خیلی از مردم رو به همراه داشت. که این کار بسیار دور از انسانیت هست و از این دست حرفا. یادم میاد در اون حال و هوا بود که متن و سوال زیر رو روی اینستای خودم منتشر کردم:

“ما به کشتار سگ های ولگرد اعتراض داریم و روح مان از این اتفاق سخت آزرده می شود. چند ساعت بعد اما به رستوران می رویم و با اشتیاق جوجه کباب سفارش می دهیم. و شب هنگام در حالی که گوشت کاملا پخته ی قرمه سبزی را با برنج ایرانی میل می کنیم، به درنده خویی و انحطاط بشر در دوران معاصر می اندیشیم.

آنچه رنج آور است همین تضاد ها است. و دائما این سوال پیش می آید که ما چگونه میان این دو تمایز قائل هستیم؟ و چه چیز باعث شده که کفه های این ترازو تا به این حد از یک دیگر فاصله بگیرند؟ چرا هیچ دختر زیبارویی محبتی به یک موش فاضلاب در دل ندارد؟ در حالی که گربه های سیر و فربه ی شهرک نشیان این کلان شهر به دست نوازش عابران خو گرفته اند!”

پرسش اساسی: جایگاه انسان در عالم هستی؟!

خب ما انسان ها احساس و عاطفه ی قوی داریم. چیزی که ممکنه برخی حیوانات نداشته باشند. از نظر عاطفی اینکه قلبمون از شکار حیوانات جریحه دار بشه طبیعیه. اما سوال بزرگتر که پیش میاد اینه که اساسا ما در عالم هستی به عنوان یک موجود چه جایگاهی داریم؟!

۱ دیدگاه

  1. احسان

    ۲ فروردین ۱۳۹۸ at ۲۱:۳۵

    عکسو میبینم میخوام بیارم بالا

پاسخ دهید